نظر
شنبه 28 آذر ماه سال 1388 ساعت 8:09 PM
داغ کن - کلوب دات کام

  

 

 

  برای دیدن بقیه عکسها روی ادامه مطلب کلیک کنید  

 

 

فروش اینترنتی لوازم الکترونیک و دیجیتال
ادامه مطلب ...
نظر
شنبه 28 آذر ماه سال 1388 ساعت 7:37 PM
داغ کن - کلوب دات کام

به زمین میزنی و می شکنی عاقبت شیشه امیدی را 

سخت مغروری و می سازی سرد در دلی آتش جاویدی را

 

دیدمت وای چه دیداری وای این چه دیدار دلازاری بود

 

بی گمان برده ای از یاد آن عهدکه مرا با تو سر و کاری بود

 

دیدمت وای چه دیداری وای نه نگاهی نه لب پر نوشی

 

نه شرار نفس پر هوسی نه فشار بدن و آغوشی

 

این چه عشقی است که دردل دارم من از این عشق چه حاصل دارم 

می گریزی ز من و در طلبت بازهم کوشش باطل دارم

 

باز لبهای عطش کرده من لب سوزان ترا می جوید

 

می تپد قلبم و با هر تپشی قصه عشق ترا میگوید

 

بخت اگر از تو جدایم کرده می گشایم گره از بخت چه باک

 

ترسم این عشق سرانجام مرا بکشد تا به سراپرده خاک 

  

فروغ فرخزاد   

پاداش عضویت در سیستم درآمد فروتلی 
نظر
شنبه 28 آذر ماه سال 1388 ساعت 7:12 PM
داغ کن - کلوب دات کام

جزیره

من همون جزیره بودم ، خاکی و صمیمی و گرم ، واسه عشق بازی موجها ، قامتم یه بستر نرم ...

یه عزیز دردونه بودم ، پیشه چشم خیسه موجها ، یه نگین سبز خالص ، توی انگشتر دریا ...

تا که یک روز تو رسیدی ، توی قلبم پا گذاشتی...!!! غصه های عاشقی رو ، تو وجودم جا گذاشتی...

 زیر رگبار نگاهت ، دلم انگار زیرو رو شد ، برای داشتن عشقت ، همه جونم آرزو شد.

 تا نفس کشیدی انگار ، نفسم برید تو سینه ، ابر و باد و دریا گفتن ، حس عاشقی همینه.

اومدی تو سرنوشتم ، بی بهونه پا گذاشتی ، اما تا قایقی اومد ، از منو دلم گذشتی؟؟؟ رفتی با قایق عشقت ، سوی روشنی فردا ، منو دل اما نشستیم ، چشم به راهت لب دریا...

دیگه رو خاک وجودم ، نه گلی هست نه درختی ، لحظه های بی تو بودن ، می گذره اما به سختی!

 دل تنها و غریبم ، داره این گوشه میمیره ، ولی حتی وقت مردن ، باز سراغتو میگیره..... میرسه روزی که دیگه ، قعر دریا میشه خونم ، اما تو دریای عشقت ، باز یه گوشه ای می مونم.

من همون جزیره بودم ، خاکی و صمیمی و گرم ، واسه عشق بازی موجها ، قامتم یه بستر نرم ...

یه عزیز دردونه بودم ، پیشه چشم خیسه موجها ، یه نگین سبز خالص ، توی انگشتر دریا ...